برای بار چندم وطن را فروختند.وطن فروشی کار هر کس نیست.وطن را وطن فروش میفروشد.وطن را همیشه وطن فروشان فروختند.کرزی هم یکی از این وطن فروشها است.
سزاوار است که این کشور برای پنجمین بار فروخته شود آنهم توسط مدعیان که خود را صاحب این وطن میدانند.و در طول تاریخ این وطن طتندارانش را به خام و خون کشیده اند.دراین رابطه چه خواهی گفت؟
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:26  توسط دادعلی
|
تسلیت مرا بمراتب یک رهرو قبول و راه و رسم رهبر را پیشه قرار داده و نگزارئید دشمنان خط رهبر به بیراهه راه را بکشاند. با برگزاری مراسم سالگرد حد اقل وظیفه را انجام . این را را به نسل بعد از خود تسلیم نمائید.
روحش شاد و روانش شادتر .درود بر رهروان راهش.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 6:22  توسط دادعلی
|
سنگ را دیدم بسیار محکم مانند سختی سنگ فکر کردم که سنگ بسیار محکم است سنگ
سنگ را محکم است سنگ بار دیگر گرفتم سنگ دست بالا نمودم من با گرفتن از آن سنگ
این شد شعر سنگ اگر از سنگ بگوئی باید از سنگ تعریف نمائی و این چنین از سنگ.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 23:1  توسط دادعلی
|
ای وای از این کشور و از رسم ورواج این کشور و از فغان این مردم.
این مطلب را نقل میکنم تا به فکر فرو روئید!
مردی بنام عبدالمطلب مینامید سلامیداد و علیک گفتیم .دست داده گفت بیکارم.پرسیدم چه کاره استی گفت مزدور کار.خوب بچه داری بلی دارم. چه میکند .استاد کار است در کارهای تعمیراتی.وضع مالی چطور خوب.
چند پسر و دختر داری ؟ دوتا دختر و یک پسر .اضافه نمود بدون اینکه پرسیده باشیم ، دختر هارا نمیگیرند.در خانه مانده است. چرا نمیگیرند ؟خوب کسی نمی اید.
چند قیمت است؟ سه لگ افغانی.
یگ نفر درک دارم نجار است پول ندارد دخترت را میدهی ؟ بلی خوب من اورا روان میکنم ببین اگر خوش بود دخترت را بده عروسی کند.
چند پول میدهد ؟ گفتم پول ندارد. بدون پول دختر خود ره کس نمی دهد. خوب او آدم خوب است .نه بدون پول نمی شود.
خوب یگ آدم دیگر درک دارم پنج اولاد دارد ،زن هم دارد اما پول دار است .به تو پنجا ه هزار افغانی میدهد .دخترت را میدهی؟ نه به پنجاه هزار نمیدهم. اگر سه لگ افغانی بدهد میدهم. او پنج اولاد دارد ای پروا ندارد .
اگر خوب آدم باشد به او میدهم به شرطی که این سه لک را بدهد .خ.ب برو صلاح بکن و به دختر و مادرش بگو این دورا ببیند .نجار بدون پول اما خوب و جوان ؟ بابه با پنج اولاد پنجاه هزار افغانی. خوب میروم .فردا روز بعد بیا.
با احوال خوش. دیگر رفت و نیامد .
چرا ؟ برای اینکه یا سه لک افغانی یا دیگر هیچ. این بود وضع مملکت.
مقصر دولت 250 ساله ای استبداد و حکومت بزور بالای مردم .که هنوز در قرن 21 این دنیای اینان.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 3:20  توسط دادعلی
|
امروز را روزگاری است تاریک ،آفتاب را ابر ها پوشانده شرشر بارش گوشم را آزار میدهد، به بیرون پنجره نگاه کردم برگهای درختان تر و ساکت اما بعضی از آنها به علامت بیداری تکان میخورد. با خود گفتم اگر ما بیداریم باید تکان بخوریم. چه تکانی ؟ ثابت و استوار مانند درخت پر برگ و بار سنگین در جایگاه اما باشور و شر مانند برگها تلاش دارند به بیرون سر بکشند و جمب و جوش داشته باشند. زندگی هم همین است آفتاب که برآمد باید از خانه بیرون رفت و به جدو جهد مشغول شد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 18:47  توسط دادعلی
|
بنشین، شبانگاه بانبشته ها ، با اندیشیدن و غریبانه تفکرانه و با سازو برگ زندگی انسانی، نه مانند آنعده که به اسفل السافلین میروند و شبهای خداوند را به بی خدای میگزرانند.
اگر نبشته های مرادمردان را نظری افگنی و برآن تفکری انجام دهی غرق خواهی شد به اصل آن که مراد مردان بزرگ است.
شاید نفهمی چه عرض دارم . عرضی را که در خدمت ارباب داشتم و او مرا دریابید.منتظر انتظار ام.ایکاش میآمد و مارا بیشتر از این در این معرکه نمیگزاشت. تا در دیدارش سهمی داشتیم.
سزاوار است درودی بفرستم ودعای خیری بدرقه راهش نمایم.آهی کشم تا بشنود و لبیک گو باشد .
انشاالله. و دعای خیری برایم داشته باشد ولو در حاشیه.آیا تقدیر این چنین خواهد بود؟
انشاالله.اگر ما شائسته بودیم وفراموش نشده بودی و رضای او را کسب کرده بودیم و عجز و ناتوانی نشان داده بودیم منتظر رجمت بی منمتهای ارباب او خواهیم بود.شادی اش را از او میخواهیم. منتظرت استیم.
درود
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 4:7  توسط دادعلی
|
افغانستان کشور کثیر الملیتی در مرکز آسیا با نفوذ بیشتر از سی میلیون با توجه به اینکه زنان و اطفال تذکره نداشته و در هیچ آمارگیری درج دفتر و دیوان نگشته است . این بد بختها و بد برگشته ها را کسی به حساب نیاورده است . چنانچه از اوغوئی پرسید که نام زنت چیست ؟ گفت تو به زنی من چه کار داری ؟ گفت میخواهم نامش را بنویسم .گفت نه نمیخواهد بنویسی.اینست فرهنگ مردمی که در قرن بیستویکم از نام بردن خانمش خجالت میکشد. یعنی بدان که زنها هنوز هم نام شان درج دفتر احصائیه نشده است.به این لحاظ جمعیت افغانها در کشور هم زیاد است .چون مردان دیگر تابعین کشور هم ثبت دفتر نشده است.هر کسی که بخواهد به نفع خویش تمام کند باید همیشه و همواره بگویند که ما در اکثریت ایم این جعل کاری هارا بکند. تا براستی دیگران هم باور کنند همین طور است. سر انجام نتیجه اینست که این مملکت از نو سرشماری نفوس میخواهد وآنهم توسط آگاهان مسائل و مدیران مجرب نه رشوه خور و نه ماموران چولر که در یک تعارف صد مرتبه صاحب میگویند.بیائید براستی بعضی مسائل عمده و اصلاحی را در سایتهای خصوصی جایگزین نمائیم تا بتوانیم اصلاات را جایگزین رشوه و رشوه خواری در کشور نمائیم.بیائید دست بدست هم دهیم تا اوغو آدم شود و مکاتب را آتش نزند. بگزارند فرزندان کشور درس و تحصیل کنند .هر رشته ای را بدلخواه خویش.نصیحت کنید رئیس جمهور را و سردمداران کشور را که آی کوران چشمان تان را باز بفرمائید و بیشتر به این مملکت خیانت نکنید. بخوانید این نوشته را تا عقل بر سر تان بیاید و با منطق و استدلال بیشتر از گزشته درد مردم را دانسته و به مردمان دیگر این سرزمین اتهام کمبودن را نزنید و نفوس کشور را درست حساب کنید ببینید دیگران هم در این سرزمین جا و مکانی داشته باشند. انسانی فکر کنید تا انسان نباشید مسلما شده نمیتوانید.لیس للانسان الا ما سعی گفته است.بعد مسلمان و آنگاه مومن به انسانیت اسلامیت و مومن بودن به اینها. وطن را خانه ای خورشید سازیم شکوه میهنم جاوید سازیم بادرود |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 5:19  توسط دادعلی
|
بار دیگر از آستین کوردلان و انسانهای که هیچ منطقی را جز کشتن و بستن و سر بریدن و به چاله انداختن را نمی دانند جنایتی را دست داد. و انسانی که جز خدمت برای مردم مینمود را به بیرحمی و با قساوت تمام از بین برد و افتخارش هم همین است که انسان میکشد. تا کی بیرحمی . بی مروتی و بی منطقی. تا کی دل نسوختن به کشور و مملکت تا کی جنگ و جدال برای چه و در کدام مسیر.؟
اگر بنویسیم چه خواهد شد . اگر ننویسیم چه میشود؟
اینها سوالهای است که از خود باید کرد.
اگر اشتباه نکنم همه از دامن یک قوم قومی بنام پشتون یا پشتانه یا کسانی که هیچ منطقی را جز زور نمی دانند.و همیشه برای خود خواستن را درست دانسته و در همین راه باید با غرور و بی منطقی تمام شادیانه کنند.
از کجا گوئیم. از کجا بنویسیم. از وحشت،ترور ، جنگ ،آدم ربائی،انتحار ،انفجار، کوچیگری ،بیسوادی ،
غرور کاذب، غیرت اوغانی، فروش یک کشوری بنام افغانستان به این و آن. گاهی به این گاهی به آن .
عاقلانه کدام یکی از اینهاست که نوشتم. بنشنید و خود قضاوت کنید.به کجا روانید این راهی که میروئید به ترکستان است نه به تاجیکستان. آی اوغانان بی عقل و بی شعور .
از اوغان پرسیدند چقدر سواد داری ؟
جواب داد : من غیرت دارم. یعنی سواد ندارم و برای من مهم نیست سواد داشته باشم .
در آخر از آزادگان و هر کسی که به آزادی می اندیشد اعم از اوغان و غیر اوغان پوزش میخواهم و لعن و نفرین میفرستیم به هر کسی که به انسانیت نمی اندیشد.
شهادت مظلومانه جواد ضحاک را به خانواده محترمش تسلیت عرض میدارم و برایش علو درجات از خداوند خواستارم. درود خداوند نثار روحش باد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 5:41  توسط دادعلی
|
اگر کنار دریا نشسته باشی
و به آب نگاه کنی
تکان آب ترا به کجا میبرد
فکرش را بکن و برو کنار آب
بنشین و به آب نگاهت را بینداز
تا آب ترا با خود ببرد.
سر انجام اگر در دیار غربت باشی و گرفتار مشکلات نباشی درست تر فکر خواهی کرد.مهم نیست در کنار دریا
باشی. دریا به سمت خودش در حرکت است اما تو چه خبر داری سرک یکطرفه کم کمک رو به اتمام است.
مانند آب روان که دیگر برنمیگردد . وای ای وای . بدرود
+ نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390ساعت 2:54  توسط دادعلی
|
بن لادن به درک واصل شد.از انسانی که هیچ ارزش ندارد جز نام بدی لازم نیست از او یادی شود.
بنلادن یک سعودی پول دار که پابند به هیچ بود از نام مسلمان برای بدنامی مسلمانان. او را نشنیدم که درسی خوانده باشد ویا تحصیلات اما فلان جا را خراب و حتی مکتب هارا هم دستور خرابی به فرزند برومندش ملا عمر هم میداد. ملا عمر هم که عقل نداشت هر چه دیگران میگفت همان میکرد.این روزها از کشته شدن عمر نیز حرفهای به میان است. نوبت آن هم رسیده است بخیر از خداوند او هم بجزای اعمال گرفتار شود تا مکاتب و مدرسه ها و تعلیمگاهها دیگر خراب نشود.
این کسی که از خود چیزی برای مردم مسلمان افغانستان باقی نگزاشت جز بی شرمی و شماندگی . در دنیای دیگر اگر باشی از مسلمانان همینها استند که هیولا درست کردند.
لعن خداوند بر این ملعونان تاریخ معاصر.لعنت لعنت......
+ نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390ساعت 2:42  توسط دادعلی
|